![]() |
![]() |
|
| دلم فریاد می خواهد ولی در گوشه ای تنها ...... چه بی آزار با دیوار نجوا می کنم هر شب |
|
گروهی بر این باورند قبل از ورود به عالم خاکی هر آنچه که قرار است اتفاق بیافتد به صورت فیلم به افراد نشون داده میشه و خدا میگه: اینه! می خوای بری یا نه؟پس هرکی اومده خودش روادید ورود به این خراب شده رو امضا کرده.
دیوونه خودش رو مجبور می کنه این باور رو قبول بکنه وگرنه اگه قرار باشه تولد دیمی باشه خیلی نامردیه و عدل خدا فکر کنم با عرض معذرت یه نمور زیر سوال بره. از شما چه پنهون منم چندین و چند سال پیش در چنین روزی(بماند چند سال)روادیدم رو امضا کردم.حالا هم نمیدونم باید راضی باشم یا پشیمون. پشیمونم چون اینجا شبه آدم زیاده ولی آدم کمه.چون اینجا خیلی خر تو خره. چون اینجا ... راضیم چون نسبت به خیلیا موفقترم.از خیلی از همرده هام جلوترم. خیلی علت واسه پشیمونی و خیلی علت هم واسه رضایت هست. حالا این وسط کدوم به اون یکی می چربه باید چرتکه بیارم حساب کتاب کنم. دیوونه معتقده نتیجه حساب کتاب هرچی که باشه مساله مهم اینه که فعلا اینجام.تا چه زمانی معلوم نیست ولی همین مدتی هم که مونده باید آدم باشم.اگه جایی نتونستم آدمیت نشون بدم دیوونه می مونم ولی رذالت به خرج نمی دم.دیوونه بر این باوره جاده انسانیت از دیوونه خونه میگذره.پس دیوونگی واسه آدم واقعی شدن یه شرطه لازمه هرچند کافی نیست.(حالا بگردید دنبال مفهوم دیوونگی) انسان موندن توی دون آباد خیلی سخته ولی دیوونه ها می تونند خودشون رو به یه آدم واقعی نزدیک کنن. واسه انسان بودن و انسان موندن همدیگر رو کمک کنیم. دیوونه تولدت نصفه ونیمه مبارک. مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1386/05/25ساعت 13:38 توسط حمید |
|
|
میدونین گرچه تکرار خیلی اعصاب خورد کنه و مرض محسوب میشه ولی بیچارگی در اینه که ترک عادت هم موجب مرضه.
دیوونه که عادت کرده هر غروب که خونه می رسه تا شب ور دل والدینش باشه و از حال و هوای اونا جویا بشه این چند روزه که والدین تشریف بردند زیارت این دلخوشی که خیلی هم واسش بزرگه رو از دست داده. به هر حال مسافرت واسشون لازم بود.دیوونه هم خوشه به خوشی اونا. تصمیم بر آنست که مثل همیشه تنهایی خود را با دوست گرامی خواب پر بنماییم.لذا از کلیه مزاحمین اعم از همسایه روبرو که دارد برج می سازد موبایل خودروهای عبوری تلفن زنگ در و سایر وابستگان تقاضا می گردد از عصر امروز لغایت فردا کله سحر که باز باید بیاییم سر کار خفه خان گرفته و آرام بمانند. راستی عیدتون مبارک گرچه نمی دونم این که خدا گفته این آخرین پیامبره وبعدش هر غلطی کردین مقصرش خودتونین درسته یا نه ؟شاید امروز سالروز عزای عمومی باشه.در هر صورت واسه دیوونه فرقی نداره چون امروزم سرکاره و تعطیلی تعطیله هرچند ما که الان مدت هاست تعطیلیم. یه سوالم از علما داشتم.اگر حضرت محمد اخرین پیامبره و حجت را بر عالم تموم کرده چرا این قدر اوضاع هر روز داره بدتر و خر تو خر تر میشه؟دیوونه فکر می کنه محمد کلیات رو گفته فقط ما از اون کلیات به جزییات غلط رسیدیم و این طوریه که دنیا طوری شده که نخوری می خورندت.ما هم که دندان آدم خوری نداریم لذا در پستو قایم شدیم.فکر کنم پیامبر یه ۱۴۰۰ سال زودتر مبعوث شد.باید یکی بیاید اوضاع رو درست کنه.این یک بایده. خدایا آدما بلدند گلیمشون رو از آب بیرون بکشن به داد دیوونه ها برس. نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت به غمزه مساله آموز صد مدرس شد |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/05/20ساعت 12:50 توسط حمید |
|
|
حرفی واسه گفتن ندارم.نه این که حرف نداشته باشم.پر از حرفم ولی حوصله گفتنش رو ندارم. خستم.دچار روزمرگی شدم.از کله سحر تا غروب بیرون خونه واسه چندر غاز (امیدوارم املاش غلط باشه یه کم بخندیم.مردیم از این همه ضد حال).همزمان درس. حالم داره از این وضعیت بهم میخوره.
درس هم که نمی خونم فقط حرص نخوندنش رو می خورم.هیچ کدومشون هم نمره هارو نمیدن ببینم چقدر دیوونگی به خرج دادم.باید مرخصی بگیرم برم دنبال کار سمینارم. نیاز به استراحت دارم.شاید رفتم هاوایی شایدم رفتم استخر محل.میرم سونای بخار ۴ ساعت پشت هم میشینم اونجا.یه دوست می گفت ۴ ساعت مداوم توی سونا باشی میمیری.مردن توی بخار داغ هم جالبه.راجع بهش فکر می کنم. الان چند وقته قبل از ۱۱ می خوابم تا ۶ ساعت حداقل خوابیده باشم.قربونت برم خدا اگه این خواب نبود من تا حالا هزار بار سکته زده بودم.اونوقت کی در دیوونه خونه رو باز نگه می داشت.باید واسه یه سری کارا فعلا زنده باشم.این یه دستوره. مخلص کلام این که روزها شدیدا تکراری پیش میره و همین طور تا رسیدن به مرگ کنتور میندازه.همین روزا یه سال گنده تر میشم.از هیچ چی به اندازه این که زودتر روز ها بگذره و به مرگ نزدیک بشم خوشم نمیاد.نه این که فردا بمیرم.اگه باید ۱۰۰ سال هم بمونم خیالی نیست فقط خدا این ۱۰۰ سال زود بگذره پیلیز. افتادم به چرت و پرت گفتن.ولی این طوری سبک میشم.بسه دیگه.فکر کنم حال خواننده محترم داره بهم می خوره از این اراجیف.ولی بر همگان واضح و مبرهن است یکی از اهداف این دست نوشته دیوانه نمودن شما دوست عزیز می باشد. واسه این که وقتتون زیاد تلف نشده باشه این جمله رسول پسر محمد یادتون باشه که: جهان جای بسیار عجیبی است این جا هرکس که شلیک می کند خودش کشته می شود |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/05/14ساعت 16:8 توسط حمید |
|
|
علی ... مولا علی...پدر علی...انسان علی...علی
دیوونه میلاد مولود کعبه رو به همه تبریک میگه.علی رو دوست دارم چون شنیدم مثه آدم زندگی کرده.میدونی از این همه که اومدن و رفتن شاید ۵٪ فقط مثه آدم زندگی کرده باشن.علی یکی از بهترینای این لیسته. نمی دونم چرا این روز رو روز پدر میگن و یا چرا تولد حضرت فاطمه رو روز مادر. دیوونه دوست داره هر روز روز والدین باشه.این طوری می فهمه هنوز باید زندگی کنه. شاعر دنیا من اگه بودم آغاز شعرم با کلام پدرم بود پدر جونه پدر عمره پدر دین و ایمونه پدر خندون ولی گریون از این دنیای دیوونه تا وقتی هستی هستم پس باش تا باشم |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/05/06ساعت 10:39 توسط حمید |
|
|
دیوونه خونه آدرس سابقه دیوونه خونه |
| درباره وبلاگ |
این وبلاگ حرف هایی که در دل منه و دوست دارم به زبون بیارم
اون حرفایی که شاید نباید گفته بشن،ولی دلم می خواد یه جایی حکشون کنم واسه دل خودم |
| آرشیو موضوعی |
|
امروز شروع می کنم |
|
RSS
|