تبليغاتX
دست نوشته های یک دیوانه آرام
دلم فریاد می خواهد ولی در گوشه ای تنها ...... چه بی آزار با دیوار نجوا می کنم هر شب
سلام

نه نه خدا حافظ

همیشه خدا حافظ  باشد.حافظ هر که با خدا هست.خدا در او تجلی می یابد،خدا در اوست.

گفتند که پیدا کن

خود را و تو را با هم

گفتند که پیدا هست در هر نفس آدم

پیداست و من پنهان،

من در تن و او در جان

یک آن نظری کردم

بر خود گذری کردم

دیدم که نه در دوری

نزدیکتر از نوری

در راه عبور از تو

من این همه دور از تو

یک عمر نیندیشم

هیهات تو در خویشم

چشم است که پیدا نیست

در عشق که اینها نیست

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/03/24ساعت 14:0  توسط حمید |