تبليغاتX
دست نوشته های یک دیوانه آرام - یه نفر یه روز میاد
دلم فریاد می خواهد ولی در گوشه ای تنها ...... چه بی آزار با دیوار نجوا می کنم هر شب
خاکستری زمانه داره به سمت سیاهی میره.

یکی باید بیاد .فرقی نمی کنه اسمش چیه.من میگم مهدی تو میگی مسیح اون میگه بودا یکی هم شاید بگه بوش.مهم اینه که همه حتی اونایی هم که لاییک خودشون رو معرفی می کنند وقتی با خودشون خلوت می کنند دنبال یه منجی می گردند.خدا رو چه دیدی.شاید هرکسی خودش منجی خودش باشه شایدم خود خدا منجی باشه.

امروز میگن سالروز تولد یکی از همین نمادهاست.دیوونه به هر انسانی احترام میذاره.پس آقای محترم دیوونه بهتون سلام میگه و برات آرزوی سلامتی و سعادت می کنه.مراقب خودت باش .هوای همه چه خوب چه بد و به خصوص دیوونه ها رو هم داشته باش.

یه نفر یه روز میاد که من منتظر دیدنشم

یه نفر میاد که من تشنه بوییدنشم

مثه یک معجزه اسمش توی کتابا اومده

لب اون شعرای عاشقانه گفتن بلده

خالی سفرمونو پر از شقایق می کنه

واسه موجای سیاه دستا رو قایق می کنه

شاید اون منجی تویی

 یکی باید بیاد

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/06/07ساعت 12:23  توسط حمید |