![]() |
![]() |
|
| دلم فریاد می خواهد ولی در گوشه ای تنها ...... چه بی آزار با دیوار نجوا می کنم هر شب |
|
هیچی
حالم عجیبه.تا سقوط نکردم می خوام یه رازی رو بگم.دیوونه زیاد وقتتون رو نمی گیره. یک ربع دارم تا یه ربع دیگه.زمان زیادیه.توی این زمان می خوام از هیچی بگم. میدونین هیچی خیلی چیزه.همه چی توی این هیچی هست.من خیلی دنبالش گشتم پیداش نکردم.جالب اینه که هرجا میرم هست. تا آینه رفتم که بگیرم خبر از تو دیدم که در آن آینه هم جز تو کسی نیست واسه همینه که اکثر مواقع که مثه الان حالم عجیبه جوابم به هر سوالی اینه:هیچی. اگه شروع کننده مطلبی هم خودم باشم با هیچی شروع میشه چون هیچی همه چی رو در بر میگیره.یه جور تهی بی نهایته.آخر گپ و گفتگو با دیگران هم به هیچی ختم میشه.توی این هیچی همه چی هست.حالا برداشت طرف مقابل از هیچی دیوونه چیه بستگی به طرف مقابل داره. زمان یک ربع پیرتر شد.بیداری بسته می خوام بخوابم.فقط قبل اینکه باز بشم حمید بذار بگم که: انگار تا ابد با این بهونه ها جای من و تواند این دیوونه خونه ها پ.ن) فقط دوست نگو که آپت یه جوری بود.چون خودمم امروز یه جوریم.حال عجیبیه.نه بده نه خوبه.حالم مثه ... بماند. هیچی |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1386/06/15ساعت 14:32 توسط حمید |
|
|
دیوونه خونه آدرس سابقه دیوونه خونه |
| درباره وبلاگ |
این وبلاگ حرف هایی که در دل منه و دوست دارم به زبون بیارم
اون حرفایی که شاید نباید گفته بشن،ولی دلم می خواد یه جایی حکشون کنم واسه دل خودم |
| آرشیو موضوعی |
|
امروز شروع می کنم |
|
RSS
|