تبليغاتX
دست نوشته های یک دیوانه آرام - متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را
دلم فریاد می خواهد ولی در گوشه ای تنها ...... چه بی آزار با دیوار نجوا می کنم هر شب
به جز علی که گوید به پسر که قاتل من

چو اسیر توست اکنون به اسیر کن مدارا

 

امیدوارم بنده خدایی باشیم که خدای علی بوده و هست.اگر اپسیلون هم مرام علی را داشته باشیم هر ... نمی تونه بیاد و دین علی رو این طوری توی سرمون بزنه.

 

نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت

متحیرم چه نامم شه ملک لا فتی را

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/07/09ساعت 17:40  توسط حمید |